سعید سمیعی saaid.samiei

وبلاگی شامل مقالات مهندسی عمران - ادبیات - مسائل تاریخی و اجتماعی

سالروز ملی شدن صنعت نفت بر عموم مردم ایران مبارک باد
نویسنده : سعید سمیعی - ساعت ۱٢:۱٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٩ اسفند ۱۳۸٩
 

 

بنام خداوند جان آفرین               حکیم سخن در زبان آفرین

بنام خداوند جان و خرد             کزین برتر اندیشه برنگذرد

سلام بر همه مهربانان

سالروز ملی شدن صنعت نفت بر عموم مردم ایران مبارک باد

دکتر محمد مصدق : « ایران می خواهد ، نفت را که یک ثروت و میراث ملی است از چنگ استثمارگران خارج ساخته تا از درآمد آن صنایع خود را توسعه دهد، ترقی کند و در رفاهی بسر برد که مستحق آن است »  

 

ملی شدن صنعت نفت ایران را به جرات می توان یکی از رویدادهای مهم تاریخ معاصر ایران ارزیابی کرد که نقش بسیار مهم و تاثیرگذاری در جنبش های آزادیخواهانه و استقلال طلبانه ملت ایران داشته است. به همین دلیل همه ساله با نزدیک شدن به روزهای پایانی سال و در آستانه 29 اسفند، سالروز ملی شدن صنعت نفت ایران، رویدادهای مرتبط با این رویداد مهم تاریخی بازخوانی می شود تا علاوه بر تبیین شرایط حساس و مهمی که به ملی شدن صنعت نفت ایران منجر شده است، از این رویداد مهم تاریخی، درس های بزرگی برای طی کردن مسیرهای سختی که پیش روی ماست گرفته شود تا بتوان با تکرار این آموزه ها موفقیت های بیشتری را برای ایران در حوزه های مختلف کسب کرد.

بقیه در ادامه مطلب

 


ابتدا باید این نکته را مورد توجه قرار داد که ملی شدن صنعت نفت ایران و خلع ید بیگانگان از طلای سیاه کشورمان، صرفاً به 29 اسفند 1329 منحصر نمی شود. باید ریشه های 29 اسفند و ملی شدن صنعت نفت را یافت و با بررسی آن، عواملی را که موجب آفریده شدن آن افتخار ملی شد ، بیابیم تا با تکرار آن، شاهد موفقیت های بیشتری باشیم.

تاریخچه استخراج نفت و ورود استعمارگران برای غارت آن

اگر خیلی به عقب برگردیم، بایدبه یکصد سال پیش سفر کنیم، زمانی که نخستین چاه نفت در جنوب غربی ایران (خوزستان ) حفر شد و برای نخستین بار کشور ما از مواهب طلای سیاه بهره مند گردید.

در سال ۱۲۸۰ قراردادی توسط دربار به امضاء رسید که به قرارداد دارسی معروف شد و به مدت نیم قرن، فصلی از تسلط انگلیس برحیات سیاسی، اقتصادی، نظامی و فرهنگی ایران گشود. قرارداد دارسی به شکلی دیگر در سال ۱۳۱۲ تمدید شد و در مدتی کوتاه، انحصارات کشورهای مرکز با دست اندازی به منابع کشورهای پیرامون به تمرکز تولید و تراکم سرمایه دست یافتند و به مبارزه برای به دست آوردن بازار کار و کالا و سرمایه پرداختند و جنگ جهانی دوم با چنین اهدافی آغاز شد.

حاکمیت مطلق دولت بریتانیا بر منابع نفت ایران تا اواسط قرن بیستم میلادی بود. با این احوال فقط از واپسین سال‌های جنگ جهانی دوم بدان سو بود که منابع اساساً نامشروع بریتانیا در ایران در روندی تدریجی ولی مداوم از سوی مردم کشور از اقشار مختلف مورد تعرض و انتقاد قرار گرفته و چند سال بعد و در واپسین روزهای دهه ۱۳۲۰ش منجر به ملی شدن صنعت نفت ایران شد که خود البته تحولات سیاسی – اقتصادی قابل توجه و سخت اثرگذار و تعیین کننده‌ای را به دنبال آورد.

تاریخچه مبارزه برای ملی شدن نفت

در شهریور ۱۳۲۰ کارگران نفت جنوب با توجه به شرایط خاص داخلی و بین‌المللی به سرعت متشکل شدند و با توجه به موقعیت استراتژیک ایران و اهمیت نفت در سرنوشت جنگ، به عنوان وزنه‌ای قابل تامل مطرح گشتند.

سال 1322 خورشیدی، بیش از 35 سال بعد از اکتشاف نفت در ایران، دولت شوروی خواستار امتیاز نفت شمال شد. در حقیقت پس از اشغال ایران توسط انگلیس و شوروی در زمان جنگ جهانی دوم که این دو کشور، ایران را به دو بخش شمالی و جنوبی تحت سیطره خود تقسیم کرده بودند، رقابت استعمارگران برای کسب نفت ایران افزایش یافت. از سوی دیگر انگلیس نیز درصدد کسب سهمیه های بیشتری از نفت ایران بود وحتی در این میان سابقه ای به مراتب بیشتر از روسیه در دست اندازی به منابع نفت ایران داشتند. چرا که نفت ایران در جنوب قرار داشت و جنوب ایران نیز منطقه نفوذ انگلیس محسوب می شد. اما تلاش ها برای خارج کردن بیگانگان از حوزه نفت ایران از اوایل دهه 1320  خورشیدی آغاز شده بود. ابتدا شوروی از دست اندازی به نفت ایران محروم شد که البته ماجرای ساده ای نبود. در زمان نخست وزیری قوام، قراردادی بین ایران و شوروی در تهران به امضا رسید که بر مبنای این قرارداد، قرار شد نیروهای شوروی خاک ایران را ظرف مدت کوتاهی ترک کنند ودر عوض، شرکت مختلط نفت ایران و شوروی ایجاد شود. اما در سی ام مهر ماه 1326، نمایندگان مجلس شورای ملی، ماده واحده ای را به تصویب رساندند که منتفی شدن قرارداد نفت ایران و شوروی هدف اصلی آن بود. در این ماده واحده همچنین تاکید شده بود که دادن هر گونه امتیازی به خارجی ها ممنوع است و دولت مکلف است که به منظور استیفای حقوق ملت ایران از نفت جنوب اقدام کند و بدین ترتیب نوبت به انگلیس رسید.

انگلیسی ها از این که دست رقیبشان شوروی از منابع نفتی ایران کوتاه شده بود بسیار خشنود بودند و به همین دلیل برای حفظ سلطه خود بر نفت جنوب، با مقامات ایران وارد مذاکره شدند تا قراردادی را برای تایید و تکمیل قرارداد 1933 به امضا برسانند. بنابراین گلشاییان نماینده دولت ایران که وزیر دارایی وقت ایران هم بود و «گس» نماینده شرکت نفت انگلیس قراردادی را امضا کردند که به قرارداد الحاقی به قرارداد 1933 یا قرارداد « گس - گلشاییان » معروف شد. بر اساس این قرارداد، سلطه انگلیس بر منابع نفت ایران به مدت 33 سال تمدید شد تا این کشور بتواند تا سال 1361 خورشیدی، بر منابع نفت ایران تسلط داشته باشد. اما اوضاع به همین منوال باقی نماند. مجلس شانزدهم شورای ملی تشکیل شد تا چهره های مطرح این مجلس، برای بازگرداندن حقوق مسلم ایرانیان تلاش کنند.

مجلس شانزدهم در 20 بهمن 1328 آغاز به کار کرد و در 27 اسفند ماه همین سال، دولت ساعد با رای عدم اعتماد مجلس جدید ساقط شد وعلی منصور مامور تشکیل کابینه شد.

 اما مخالفت های زیادی با او صورت گرفت چرا که منصور مانعی بزرگ در راه ملی شدن صنعت نفت ایران محسوب می شد. در آن زمان، تلاش ها و تحرکات آیت الله کاشانی و دکتر محمد مصدق، دو بال مهم ملی شدن نفت ایران افزایش یافت و نتیجه آن شد که در پنجم تیر ماه 1329، منصور پس از حدود سه ماه مجبور به استعفا شد و رزم آرا به نخست وزیری رسید. رزم آرا آمده بود تا کار نیمه تمام منصور را که اعطای لا یحه الحاقی گس - گلشاییان به مجلس برای تصویب از سوی نمایندگان بود تکمیل کند. زمانی که رزم آرا به نخست وزیری رسید، این لایحه در کمیسیون نفت مجلس شورای ملی در حال بررسی بود. کمیسیون نفت در 19 آذر 1329، نظر نهایی خود را درباره لا یحه الحاقی این چنین اعلا م کرد: «چون قرارداد الحاقی کافی برای استیفای حقوق ایران نیست، لذا مخالفت خود را با آن اظهار می دارد». یک هفته بعد در روز 26 آذر ماه، گزارش کمیسیون نفت در صحن مجلس مطرح شد و با رای مثبت نمایندگان، قرارداد گس - گلشاییان از دور خارج شد.

در همین حال بود که سخن از ملی شدن صنعت نفت ایران به طور جدی تری مطرح شد و حتی طرح با یازده امضاء برای نیل به این هدف تقدیم مجلس شد، اما چون امضای کافی نداشت، زمینه ای برای طرح آن در مجلس فراهم نشد. در این میان رزم آرا که از رد لا یحه الحاقی در مجلس ناراحت بود، روز سوم دی ماه در جلسه ای خصوصی در مجلس شرکت کرد و ملی کردن صنعت نفت را خیانت بزرگ نامید.

هم‌زمان با شکل گیری اعتراضات گسترده مردمی که از سوی بسیاری از گروه‌های سیاسی و نیز نمایندگانی از مجلس شورای ملی حمایت می‌شد، انگلیسیان جهت حفظ و تحکیم موقعیت خود در سر پل‌های نفتی ایران بر آن شدند با اعطای برخی امتیازات محدود بر اعتراضات پایان دهند. مهم‌ترین این اقدامات قرارداد گس-گلشائیان بود که به لایحه الحاقی نفت نیز مشهور شده‌است و دولت حاجیعلی رزم‌آرا تلاش فراوان کرد تا بلکه مجلس شورای ملی آن را تصویب کند. اما به رغم تمام فشارها و تهدیدهایی که وجود داشت مجلس شورای ملی آن را رد کرد. مدت کوتاهی پس از آن کمیسیون مخصوص نفت مجلس شورای ملی طرح ملی شدن صنعت نفت ایران در سراسر کشور را به نمایندگان پیشنهاد کرد که پس از کش و قوس‌های متعدد در داخل و خارج از مجلس و بالاخص مدت کوتاهی پس از آن که رزم آرا نخست وزیر وقت در روز چهارشنبه ۱۶ اسفند ۱۳۲۹ از سوی خلیل طهماسبی از اعضای جمعیت فدائیان اسلام هدف گلوله قرار گرفته و ترور شد، مورد توجه جدی نمایندگان قرار گرفت.

با ترور رزم آرا، دیگر از نمایندگانی هم که در مجلس به انگلیس وابستگی داشتند کاری ساخته نبود و بدین ترتیب، کمیسیون نفت، پیشنهاد ملی شدن صنعت نفت در سراسر کشور را پذیرفت و این طرح را به مجلس تقدیم کرد: «نظر به این که ضمن پیشنهادهای واصله به کمیسیون نفت مبنی بر ملی شدن صنعت نفت در سراسر کشور مورد توجه و قبول کمیسیون قرار گرفته و از آنجائیکه وقت کافی برای مطالعه در اطراف اجرای این اصل باقی نیست، کمیسیون مخصوص نفت از مجلس شورای ملی تقاضای دو ماه تمدید می نماید. بنابراین ماده واحده ذیل را با قید دو فوریت برای تصویب، تقدیم مجلس شورای ملی می نماید. ماده واحده: مجلس شورای ملی تصمیم مورخ 17/12/1329 کمیسیون مخصوص نفت را تایید و با تمدید مدت موافقت می نماید.

تبصره1: کمیسیون نفت مجاز است از کارشناسان داخلی و خارجی در صورت لزوم دعوت نماید و مورد استفاده قرار دهد.

تبصره 2: آقایان نمایندگان حق دارند تا پانزده روز بعد از تشکیل کمیسیون حق حضور داشته باشند .

بدین ترتیب ماده واحده ملی شدن صنعت نفت در روز 24 اسفند در مجلس شورای ملی مطرح شدو به اتفاق آرا  به تصویب رسید و در آخرین روز از اسفند ماه 1329  این مصوبه در مجلس سنا تایید واعلام شد: «به نام سعادت ملت ایران و به منظور تامین صلح جهان، امضاکنندگان ذیل پیشنهاد می نماییم که صنعت نفت ایران در تمام مناطق کشور بدون استثنا ملی شود، یعنی تمام عملیات اکتشاف، استخراج و بهره برداری در دست دولت قرار گیرد . »

آن زمان که این طرح تصویب شد و 29 اسفند به عنوان روز ملی شدن صنعت نفت در تقویم ایرانیان به ثبت رسید، دکتر مصدق که با همراهی آیت الله کاشانی نقش بسیار موثر و انکارناپذیری در ملی شدن صنعت نفت داشت، نماینده مجلس شانزدهم بود، اما با آغاز سال  1330، او در اردیبهشت ماه به نخست وزیری رسید و با اصلا ح جزئی در گزارش 9ماده ای کمیسیون نفت، اجرای قانون ملی شدن صنعت نفت در سرلوحه برنامه های دولت مصدق قرار گرفت. این گونه بود که تلاش های مستمر و پیگیر ایرانیان در کوتاه کردن دست بیگانگان از نفت ایران، به ثمر نشست.

وقایع سیاسی ایران پس از ملی شدن نفت

دکتر محمد مصدق در راس مبارزات مردم ایران قرار داشت. با رشد جنبش، محافل وابسته برای سرکوب جنبش تلاش‌های تازه‌ای را آغاز کردند و هم زمان، فشارهای سیاسی و اقتصادی از جانب انگلیس فزونی گرفت و با اعزام ناوگان جنگی به خلیج فارس، این فشارها ابعاد نظامی یافت. در چنین موقعیتی کارگران با اعتصاب‌ها، موقعیت دکتر مصدق را مستحکم تر کردند. این رشد باعث شد که عناصر سازشکار از صف نیروهای جنبش ملی شدن صنعت نفت ایران خارج شده و حتی عنوان کنند که حاضرند بر علیه دکتر مصدق با انگلیس کنار بیایند. این افراد بعد از جدا شدن از جنبش، بر علیه نیروهای ترقیخواه به فعالیت گسترده‌ای دست زدند و سرانجام با همکاری محافل وابسته به دنبال چند کودتای نافرجام، ضربه نهایی را در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ بر مبارزات مردم وارد آوردند.

همزمان با تصویب طرح ملی شدن صنعت نفت ایران از سوی مجلسین شورای ملی و سنا، شرکت نفت ایران و انگلیس از پرداخت سی درصد فوق‌العاده دستمزد کارگران نفت بندر معشور، آغاجاری، لالی و نفت سفید امتناع ورزید و این امر موجب اعتصاب کارگران و اعلام حکومت نظامی در خوزستان شد. با اعزام نیروهای نظامی از اهواز، خرم‌آباد و اصفهان به مناطق مزبور شورش اعتصابیون کمی فروکش کرد لیکن شرکت نفت هنوز حاضر به پذیرش خواستهای اعتصابیون نبود.

در 8 فروردین 1330 دولت انگلستان اعلام کرد که برای حفظ امنیت صنایع بریتانیا در مناطق اعتصاب‌زده، کشتی‌های "فلامینگو" و "ایلوگوس" را به آبادان فرستاده است. این دو کشتی جنگی، قسمتی از نیروی دریایی انگلستان در خلیج فارس را تشکیل می‌دادند و پایگاه آنها در بحرین بود. در همین ایام شپرد سفیر انگلستان در تهران رسماً از حسین علاء نخست ‏وزیر وقت سؤال کرد که برای حمایت از افراد انگلیسی در مناطق نفت‏ خیز خوزستان چه اقداماتی انجام داده است. در تاریخ 9 فروردین 1330 نیروهای نظامی در آبادان مردم را به آتش بستند و سه نفر را به قتل رساندند. روز بعد نزدیک به هزار نفر از کارگران لوله نفت به اعتصاب‌کنندگان پیوستند. یک هفته بعد وضع آرام گرفت و تا روز 18 فروردین نزدیک به یک سوم اعتصاب ‏کنندگان به سر کار خود بازگشتند. لیکن در 23 فروردین کارگران بندر معشور و آبادان دست به شورش زدند و این امر منجر به کشته و زخمی شدن چند تن از کارگران شرکت نفت شد.

در پی آن، سومین کشتی جنگی انگلستان "ورن" وارد خلیج فارس شد و ناو جنگی "یویالوس" هم برای پیوستن به گامبیا از مدیترانه حرکت کرد. سفیر انگلستان بار دیگر با علاء ملاقات کرد و او را در جریان اقدامات دولت متبوعش قرار داد.

در تاریخ 27 فروردین 1330، آیت‌الله کاشانی بیانیه‌‏ای منتشر ساخت و از کارگران شرکت نفت خواست تا به شورش خود خاتمه دهند و به کارگران اطمینان داد که انگلیسی‌ها به زودی ایران را ترک خواهند گفت و دولت ایران خسارتهای وارده به آنها را جبران خواهد کرد.

دکتر مصدق نیز در جلسه 27 فروردین مجلس شورای ملی در مخالفت با اعلام حکومت نظامی در خوزستان اظهار داشت دلیل اینکه نمایندگان جبهه ملی از دادن رای به پیشنهاد دولت مبنی بر اعلام حکومت نظامی، خودداری کردند جز این نبود که دولت بدون تحقیق و بدون رسیدگی به این موضوع که آیا این اعتصاب بجاست یا بیجاست آن را اعلام کرد. مصدق سپس بیانیه جبهه ملی را خطاب به کارگران و نصیحت دادن به آنها مبنی بر اینکه دست از اعتصاب کشیده بر سر کار خود برگردند، ایراد کرد. به هر ترتیب با دستگیری تعدادی از سران اعتصاب و سرکوبی شورش کارگران امنیت نسبی برقرار شد و تا روز 12 اردیبهشت 1330 آبادان تنها جایی بود که هنوز اعتصاب در آن ادامه داشت اما به تدریج تعدادی از کارگران به سر کار خود بازگشتند. در این تاریخ سپهبد شاه‌‏بختی (فرمانده نظامی اعزامی از تهران) در تلگرامی که از استان ششم (خوزستان) به علاء مخابره کرد اظهار داشت: “اعتصاب هنوز در آبادان ادامه دارد ولی در نتیجه اقدامات معموله 37500 نفر مشغول کار شده‌اند برای دستگیری محرکین مرتباً اقدام و امروز چهار نفر از مسببین اصلی اعتصاب به نام کروالیان. زواری، آقاداشی و کیهان ‏پناه بازداشت شده ‏اند .

اعتصاب کارگران شرکت نفت اگرچه با تلاش بسیار دولت ایران پایان پذیرفت اما دولت انگلستان همچنان در پی دسیسه و تحریک کارمندان ایرانی شرکت نفت بود به طوری که در تاریخ 18 اردیبهشت 1330 سپهبد شاه‌‏بختی (فرمانده نظامی اعزامی از تهران) در تلگراف خود از استان ششم (خوزستان) به دکتر مصدق نخست ‏وزیر وقت اعلام داشت:

طبق اطلاع واصله کارمندان عالی‌رتبه ایرانی شرکت نفت به تصور اینکه در موقع اجرای قانون ملی شدن صنعت نفت ممکن است بیکار شوند اظهار نگرانی نموده‏‌اند گفته می‌شود که این شایعات از ناحیه کارمندان خارجی شرکت نفت می‌باشد.

بعد از کودتا، کنسرسیوم بین‌المللی بر صنعت نفت ایران چیره گشت و با کمک عناصر داخلی به سرکوب خونین تمامی نیروهای ترقی خواه پرداخت. گرچه تنها کلمه ملی برای صنعت نفت باقی ماند و درآمدهای حاصله از آن به انحصارات تعلق گرفت، اما دستاوردهای فکری جنبش ملی شدن صنعت نفت و اندیشهٔ آزادیخواهی و عدالت اجتماعی در تحولات اجتماعی ایران ماندگار گردید.

دوره تاریخی ملی شدن صنعت نفت ایران در ۲۹ اسفند ۱۳۲۹ با تصویب قانون ملی شدن صنعت نفت به اوج رسید و با کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ پایان گرفت.

اعلام شدن 29 اسفند بعنوان روزملی و تعطیل عمومی

دکتر محمد مصدق نخست وزیر وقت و مبارز راه ملی شدن نفت ایران روز 29 اسفند هر سال را روز ملی شدن نفت ، یک روز ملی و تعطیل عمومی اعلام کرد. 29 اسفند 1329 طرح ملی شدن نفت ایران به صورت قانون در آمده بود که در اجرای آن پس از پنج دهه، از انگلستان در نفت ایران خلع ید شد و این دولت را چنان بر آشفت که تا براندازی حکومت دکتر مصدق در امرداد 1332 دست از مخالفت، تحریک، تحریم و توطئه نکشید.

یک روز پیش از اعلام 29 اسفند به عنوان یک روز ملی، دکتر مصدق جزئیات ظلمهای انگلستان به ملت ایران در طول 150 سال و مداخلات این دولت از جمله انحصار نفت ایران در دست خود را برای دهها روزنامه نگار آمریکایی که به تهران آمده بودند تشریح کرده بود و چند روز پیش از آن هم آب پاکی روی دست نمایندگان بانک جهانی که برای میانجیگری به تهران آمده بودند ریخته و گفته بود که یک ملت مستقل و حاکم برخود بر سر حق مسلم و طبیعی اش مصالحه نمی کند و لذا نیاز به میانجیگری نیست. مذاکره با دولتی که طبیعتی سلطه گر دارد خودرا برتر می شمارد و زورگویی را حق یک دولت برتر می داند به منزله تسلیم در برابر زور و یک خیانت ملی است. انگلستان ملت باهوش و با استعداد ما را در عقب ماندگی فرو برد تا سر برنیاورد و مدعی اش شود. از اوایل قرن شانزدهم سیاست کلی دولت های سلطه گر بر این مدار بوده است که مانع رشد ملت هایی شوند که روزگاری قدرت بودند. برتری جویان که نان سلطه گری و استثمار می خورند ، نمی خواهند رقیب داشته باشند ـ چه این رقیب یک فرد منتقد و روشنگر باشد و چه یک ملت بیدار شده از خواب و مصمم و مبارز .