سعید سمیعی saaid.samiei

وبلاگی شامل مقالات مهندسی عمران - ادبیات - مسائل تاریخی و اجتماعی

تجهیز کارگاههای ساختمانی و پروژه های عمرانی
نویسنده : سعید سمیعی - ساعت ۱۱:٥٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٧ شهریور ۱۳٩٠
 

بنام خداوند جان آفرین                 حکیم سخن در زبان آفرین

بنام خداوند جان و خرد                  کزین برتر اندیشه برنگذرد

 سلام بر همه مهربانان

تجهیز کارگاههای ساختمانی و پروژه های عمرانی



 همایشی تحت عنوان « همایش ارزیابی تاثیر اجتماعی سیاست ها ، برنامه ها و طرح ها » برگزار شد و تعدادی از صاحب نظران در این همایش مطالبی عنوان کردند ولی حق مطلب ادا نگردید . حق مطلب یعنی تاثیر اجتماعی طرحها و اینکه عدم توجه به این موضوع جه عواقبی برای یک مملکت می تواند بوجود آورد . بقول معروف این آتشها دودی دارند که به چشم همه می رود ؛ هرچقدر هم که دور از این دود و آتش باشی . در کشورهای توسعه یافته و یا در حال توسعه ، قبل از اینکه گروههای مهندسی برای یک پروژه عمرانی پا به میدان بگذارند ، گروههای مددکاران اجتماعی و کارشناسان محیط زیست و حقوق دانان و اقتصاد دانان و ... به میدان می آیند ، ولی آیا در طرحهای عمرانی ما نیز چنین عمل می شود ؟ اصلاً یک طرح عمرانی چه ربطی به مددکار اجتماعی و .... دارد ؟

بقیه در ادامه مطلب 


چندی پیش در مقاله ای در رابطه با سد کرج ، گریزی هم زدم به سد دز و در رابطه با تجهیز کارگاه این سد که توسط ایتالیایی ها ساخته شد ، اشاره کردم که ؛ « چنانچه همکاران محترم فیلمی که از ساخت سد دز وجود دارد را دیده باشند ، متوجه خواهند شد که ایتالیایی ها با چه دردسرها و مشقاتی این سد را ساخته اند . نکته جالب توجه در همین فیلم ساخت سد دز ، در این است که قبل از شروع به ساخت ، آن چیزی که در واقع بنام تجهیز کارگاه مطرح است ؛ در این پروژه انجام می گیرد . درمانگاه می سازند ، برای بچه های پرسنلی که قرار است جند سال در ایران بمانند و این سد را بسازند ؛ مدرسه می سازند . بطور خلاصه همه نوع امکان زندگی را برای پرسنل فراهم می کنند ؛ در واقع یک شهرک در دل کوههای زاگرس که جز از طریق راه آهن ، راه دسترسی دیگری ندارد ، می سازند و پس از آن با فراغت کامل از مشکلات پرسنلی در شرایطی بسیار سخت در دل کوههای سربه فلک کشیده زاگرس، این سد را می سازند و تجهیزات و توربین های آن را با چه مشقاتی به محل حمل و نصب می کنند و پایانی موفقیت آمیز را را رقم می زنند ».

اما در تجهیز کارگاههایی که ما در طرحهای عمرانی انجام می دهیم ، آیا یک چنین کارهایی انجام می شود ؟ تا آن فیلم را که در بالا بدان اشاره کردم و مربوط به حدود 50 سال پیش است ؛ نبینید ، واقعاً خوب نخواهید توانست که منظور اینجانب را درک کنید .

اگر به قداست مقام انسانها معتقد باشیم ، هیچگاه به خود اجازه نخواهیم داد که با انسانها اینگونه برخورد کنیم . اصولاً هدف از اجرای این پروژه های عمرانی ، ایجاد رفاه برای زندگی بشری است . ولی چطور به خود اجازه می دهیم که از حرمت عده ای از این انواع بشر بکاهیم تا عده ای دیگر از امکانات رفاهی برخوردار شوند ؟ فرقی نمی کند که این شخص یک کارگر ساده باشد یا یک نیروی متخصص . بهرحال انسان اند ، چه بسا همان کارگر ساده از شعور ، شرف ، صداقت و بطور کلی خصوصیات انسانی بالاتر از یک نیروی متخصص برخوردار باشد . شاید در جواب این سوالات پی در پی من ؛ بگوئید که اینها برای پول درآوردن آمده اند و باید به شرایط زندگی سخت تن درهند تا درآمد کسب کنند . اما آیا این مدت هرچند اندک ، قسمتی از عمر آنها حساب نمی شود ؟ مگر ما مهندسان در عهد و پیمانهایی که با خدای خود بستیم ؛ اقرار نکردیم که تمام تلاشمان را در راه بهبود زندگی بشری مصروف داریم ؟ نمونه های آن را اینجانب تحت گونه هایی از سوگند نامه مهندسی در این وبلاگ ذکر کردم . آیا بحق اینگونه عمل می کنیم ؟ آیا کپرها و یا به اصطلاح امروزی کانکس و کانتینرهایی که برای زیستگاه این انسانها در بدترین شرایط اقلیمی سرد و گرم در اختیارشان قرار می دهیم و نام آن را نیز تجهیز کارگاه می گذاریم ، در شان یک انسان است ؟ مگر ساختن یک زیستگاه با حداقل امکانات زندگی ، جند درصد از کل هزینه های یک پروژه را بخود اختصاص می دهد که بخود اجازه می دهیم که چشمانمان را ببندیم و نبینیم که داریم چه می کنیم ؟ اینجانب هم در سرماهای زیر صفر و هم در گرماهای بالای 50 درجه شاهد این به اصطلاح زیستگاهها بوده ام .

اشتباه نکنید ؛ روی سخنم فقط با پیمانکاران نیست . کارفرمایان بمراتب بیشتر مقصرند که برای تجهیز کارگاه یک پروژه 4 الی 6 درصد از کل صورتوضعیت های پیمانکاران را برای این امر اختصاص می دهند . آیا در کشورهای توسعه یافته و یا در حال توسعه ، نیز همین مقدار از کل پروژه را برای زندگی انسانهایی که می سازند و در گمنامی مطلق می روند ، اختصاص می دهند ؟ مهندسان مشاور و دستگاههای نظارت هم مقصرند که کنترل نمی کنند که همین مبالغ ناچیز ، صرف تجهیز کارگاه شود . در همین شرایط عمومی پیمان که اکثر مواد و بندهایش از نظر اینجانب ناقص است ( در مقاله ای تحت عنوان نقدی بر شرایط عمومی پیمان در همین وبلاگ اشکالات آن را بیان نموده ام ) ، چه وظایفی در این زمینه ها ، بعهده مشاور گذاشته شده و چه اختیاراتی به وی داده شده ؟ آیا بدانها عمل می شود ؟

اجازه بدهید که در مورد موضوعات فوق ، راهی منطقه عسلویه شویم . هر عقل سلیمی وقتی بخواهد 40 یا 50 هزار نیروی کار را وارد این منطقه کند ، متوجه است که با مسائل امنیتی ، بهداشتی ، روحی و روانی ، فساد و اعتیاد مواجه خواهد بود و باید در زیر ساختها و تجهیز منطقه که گام اساسی است به این مسائل توجه نماید . آیا کارهایی عمرانی که در عسلویه انجام شده و انجام می شود کمتر از ساخت سد دز در 50 سال پیش است ؟ میلیاردها دلار در عسلویه هزینه شده و در نظر است 17 میلیارد دلار دیگر در تاسیسات و سازه ها ی این منطقه هزینه شود ، اگر یک میلیارد دلار آن را برای مهیا نمودن شرایط زندگی انسانهایی که می خواهند در آنجا کار کنند ؛ صرف شود ، کار اشتباه و غیر اقتصادی است ؟ چه انسانهایی که در این منطقه نابود نشدند و نمی شوند ؟

بطور کلی این حکایت بسیاری از پروژه های عمرانی بزرگی است که در کشور ما انجام می شود و در آن نه تنها آدمها ، بلکه محیط زیست هم اهمیت خود را از دست داده است .

یک پروژه که در ممالک توسعه یافته و یا در حال توسعه می خواهد شروع شود ، قبل از هر چیز مطالعات کافی روی آن انجام می گیرد . برای این مطالعات که ممکن است حتی سالها بطول انجامد ، گروه های از تمامی کارشناسان اعم از مهندسان طراح ، اقتصاد دانان ، کارشناسان محیط زیست ، حقوق دانان ، مددکاران اجتماعی و .... به میدان می آیند و برای یک طرح اگر 100 واریانت مختلف وجود داشته باشد را بررسی و نهایتاً با جمع بندی جمیع جوانب ، 99 تای آنها رد و یک عدد از آنها بعنوان طرح قابل اجرا ، به اجرا در می آید . در این رابطه ؛ در آینده مقاله ای خواهم نوشت و در آن نقشهای مددکاران اجتماعی و کارشناسان محیط زیست و باستان شناسان و اقتصاد دانان و حقوق دانان و نهایتاً مهندسان طراح و مهدسان مجری و تجهیزات و ماشین آلات را ، شرح خواهم داد .

در پایان ؛ نتیجه گیری که از این مطلب می خواهم داشته باشم این است که به هر چیزی که ایمان داشته باشیم ، نهایتاً وجدانی در نهاد ما گذارده شده و بزرگترین ثروتهای دنیا نیز ، هیچگاه وجدان ما را آسوده و آرام نخواهند گذاشت ، پس چه بهتر که در همه حال وجدانمان را قاضی اعمالمان نمائیم و اگر هم به خدا و روز جزا اعتقاد داریم که چه بهتر .

در پناه حق باشید